فلسفه آموزش منابع انسانی

فلسفه آموزش منابع انسانی


برای آموزش منابع انسانی آثار زیادی مطرح می‌شود که برخی از رایج‌ترین آنها عبارت‌اند از:
· کاهش هزینه‌های منابع انسانی به حداقل ممکن· بهبود عملکرد فردی، تیمی و مشارکتی بر حسب ستاده، کیفیت، سرعت و به‌طور کلی بهره‌وری· بهبود انعطاف عملیاتی به‌وسیلهٔ توسعهٔ دامنهٔ مهارت‌های ارائه‌شده به منابع انسانی· افزایش امتیازات سازمان برای جذب و نگهداری منابع انسانی شایسته· بالا بردن توانمندی و شایستگی منابع· کمک به افزایش سطح ادراک تغییرات اداری - سازمانی و مهیا کردن دانش و مهارت‌های لازم برای تطبیق با شرایط جدید (فروغی ابری، ۱۳۸۷)


---


اصول حاکم بر نظام آموزش منابع انسانی


بر همهٔ انواع آموزش‌ها، اصولی حاکم است که مربیان و مدیران به استناد آن برنامه‌های درسی و آموزشی خود را طراحی می‌کنند. توجه و تأمل در این اصول برای مدیران آموزش سازمان‌ها الزامی است. آنان بدون توجه به این اصول اساسی ممکن است به خاطر حجم گستردهٔ فعالیت‌های اجرایی روزمره، آموزش را از روح واقعی خود تهی کنند و فقط با مراعات برخی رهنمودهای ساده و اقدامات سطحی، به طراحی و اجرای دوره‌های آموزشی بپردازند که فاقد اثربخشی کافی به معنای واقعی باشد.
برخی از این اصول عبارت‌اند از:
· اصل حاکمیت نگرش سیستمی: علاوه بر توجه به ارتباط درونی اجزای نظام، به ارتباط بیرونی آن با سایر نظام‌های پرسنلی نیز باید توجه کرد.· اصل توجه به شمول و فراگیری: برنامهٔ آموزشی باید دربرگیرندهٔ کلیهٔ کارکنان با شرایط متفاوت استخدامی باشد.· اصل جامعیت: برنامهٔ آموزشی باید کلیهٔ نیازهای آموزشی در جنبه‌های فنی، انسانی و ادراکی را موردتوجه قرار دهد.· اصل نگرش مستمر بر پیشرفت‌های علمی و فناوری: با پیش‌بینی دوره‌های روزآمد، آموزش باید همگام با پیشرفت‌های علمی و فناوری استمرار داشته باشد.


---


عوامل ضرورت‌ساز آموزش منابع انسانی


یک سری عوامل هستند که آموزش منابع انسانی را ضروری می‌کنند که شامل موارد زیر است:
· شتاب فزایندهٔ علوم بشری در تمام زمینه‌ها· پیشرفت روزافزون تکنولوژی· پیچیدگی سازمان به دلیل ماشینی‌شدن· تغییر شغل یا جابه‌جایی شغلی· روابط انسانی و مشکلات انسانی· ارتقاء و ترفیع کارکنان


---


مقاصد و اهداف آموزش نیروی انسانی


مهم‌ترین مواردی که به‌عنوان مقاصد نسبتاً مشترک سازمان‌ها و نظام‌های مختلف در خصوص آموزش ضمن خدمت قابل‌ذکر است به شرح زیر است:
هماهنگ و همسو نمودن کارکنان با سازمان:این امر از یک‌سو برای تحقق اهداف سازمان و دستیابی به سیاست‌ها و خط‌های تعیین‌شده برای مؤسسه دارای اهمیت است و از سوی دیگر پیشرفت شغلی و حرفه‌ای فرد در سازمان در گرو آگاهی وی از انتظارات مقامات مافوق و نحوهٔ انجام تکالیف و مسئولیت‌های عملی است.
رضایت شغلی و بهبود روحیهٔ کارکنان:مسئلهٔ برانگیختن کارکنان برای انجام وظایف شغلی یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های مدیران سازمان‌ها است. برای آنکه روحیهٔ کارکنان تقویت شود و رضایت آنان از شغل افزایش یابد، نظریات گوناگونی ارائه‌شده است. ازجملهٔ این نظریات، نظریهٔ هرم سلسله مراتبیِ مازلو است. از نقطه‌

نظر وی، برطرف کردن نیازهای سطوح بالا نقش بسیار مهمی در انگیزش و افزونگی شغلی افراد در جهت انجام وظایف شغلی دارد.
کاهش حوادث و ضایعات کاری:در بسیاری از مؤسسات، حوادث کاری عمدتاً به‌واسطهٔ عدم آگاهی و این بیان خصوصاً در مورد کسانی که با ابزارها و تجهیزات حساس و توأم با خطر در کارخانه‌ها سروکار دارند، مصداق بیشتری دارد. علاوه بر حوادث مختلف، ضایعات کاری و افزایش هزینه‌های سازمان نیز ازجملهٔ نتایج نقصان دانش و توانش نیروی انسانی است. بنابراین ضرورت دارد با توجه به مسائل مطرح‌شده و عواقب آن‌ها نظیر تنبیه، توبیخ، اخراج و... که عمدتاً به‌واسطهٔ عدم آگاهی افراد از سیاست‌ها، انتظارات و توقعات سازمان و نیز عدم آشنایی با انجام بهینهٔ وظایف و تکالیف شغلی است، آموزش ضمن خدمت مورد توجه سازمان‌ها قرار گیرد.


---


بهنگام‌سازی دانش و توانش نیروی انسانی


یکی از اهداف مهم آموزش، ارتقاء کیفی نیروی انسانی و ممانعت از نابهنگام شدن افراد در حرفه‌شان است. بنا به تعریف، نابهنگامی در حرفه عبارت است از تقلیل کارآیی در انجام کار در طول زمان و بالاخره فقدان دانش یا مهارت نوین. این مسئله باعث می‌شود که فرد به دلایل مختلف از لحاظ حرفه‌ای فرسوده شود و نتواند به‌خوبی وظایف و تکالیف سازمانی را انجام دهد. اگرچه تمامی عوامل ایجادکنندهٔ نابهنگامی در حرفه را نمی‌توان از طریق آموزش برطرف ساخت، اما بدون شک آموزش ضمن خدمت کارکنان از طریق بهسازی و نوسازی دانش و توانایی افراد، نقش مهمی در بهنگام‌سازی آنان دارد.


---


کمک به تغییر و تحولات سازمانی


تغییر و تحولاتی که در محیط سازمان به وقوع می‌پیوندد، عمدتاً مستلزم آماده‌سازی پرسنل و نیروی انسانی است. نکتهٔ اساسی در ارتباط با تغییرات سازمانی، مقاومت کارکنان در مقابل آن است. کارکنان سازمان‌ها ممکن است به دلایل مختلف نظیر دغدغه‌های اطلاعاتی، نگرانی دربارهٔ موفقیت، نگرانی دربارهٔ قلمرو و وضعیت مالی خود در وضعیت جدید، نگرانی دربارهٔ ناتوانی در انجام وظایف و دلایل متعدد دیگر در برابر تغییرات مقاومت کنند. به این دلیل، تدابیر دیگری نظیر مشارکت کارکنان در برنامه‌ریزی تغییر و آموزش و توجیه پرسنل نیز نقش بسیار مهمی در موفقیت تغییرات ایفاء می‌نماید. بنابراین ازجملهٔ مهم‌ترین وظایف آموزش ضمن خدمت در سازمان‌ها، کمک به تغییرات سازمانی است.


---


انطباق با شرایط، اوضاع و احوال اجتماعی


تمام سازمان‌های معاصر در محیطی فعالیت می‌کنند که از لحاظ فرهنگی دارای ارزش‌ها و ایدئولوژی ویژه‌ای هستند. موفقیت بسیاری از آن‌ها در گرو شناخت این شرایط اجتماعی و انطباق بهینه با آن است. محیط اجتماعی سازمان‌ها را می‌توان فرا سیستم اجتماعی در نظر گرفت که حوزهٔ عمل و میدان فعالیت سازمان‌ها را تا حدود زیادی تعیین می‌نماید. بنابراین شناخت این فرا سیستم و درک عمیق آن برای تمامی کارکنان سازمان‌ها خصوصاً مدیران و تصمیم‌گیرندگان سطوح عالی از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است.


---


تقویت روحیهٔ همدلی و همکاری در بین کارکنان


توفیق سازمان در دستیابی به اهداف تعیین‌شده تا حد زیادی تابع فضای اعتماد و تفاهم متقابل در محیط کار، افزایش میزان همکاری کارکنان با یکدیگر، افزایش میزان همکاری کارکنان با سرپرستان و مدیران و مهم‌تر از همه ایجاد هماهنگی در نحوهٔ انجام امور سازمان در واحدهای مختلف است. به نظر می‌رسد یکی از راه‌های ایجاد هماهنگی و همدلی، استفاده از آموزش‌های ضمن خدمت است که از یک‌سو زمینهٔ تماس متقابل کارکنان با یکدیگر در محیط آموزشی را فراهم می‌سازد و از سوی دیگر از طریق افزایش دانش و اطلاعات شغلی، برداشت‌ها و علایق حرفه‌ای تقریباً یکسانی را در آنها ایجاد می‌کند (خوش‌نویس‌زاده، ۱۳۸۷).


---


اهداف آموزش از دیدگاه کل و کوزیمت


کل و کوزیمت معتقدند که اهداف آموزش، سطوح مهارت‌ها، توانایی‌ها، دانش و نگرش شرکت‌کنندگان را که برنامهٔ کامل آموزش آنها را در بر می‌گیرد، مشخص می‌کند. هدف‌های مهم آموزش عبارت‌اند از:
· کمک به تصمیم‌گیری راجع به روش‌های مناسب بر فعالیت کارکنان و نیازهای مربوط به دگرگونی.


---


تغییر در رفتار نیازمند پاداش است


تغییر نتیجهٔ یک فرایند است؛ اگر کارکنان از نتیجهٔ تغییر منتفع نگرند و آثار آن را در رشد شخصی و پیشرفت شغلی خود احساس نکنند، برای «تغییر رفتار» برانگیخته نمی‌شوند.
دوره‌های آموزشی باید قدرت آن را داشته باشند که ضرورت تغییر را به کارکنان نشان دهند و نیاز به تغییر را ناگزیر جلوه دهند. همچنین در چارچوب دوره‌های آموزشی است که کارکنان باید از وظایفی که دارند و شیوه‌هایی که برای برآوردن انتظارات شغلی وجود دارد آگاه گردند. ایجاد شرایط شغلی مناسب به عهدهٔ سرپرست است و بنا به تناسب وظیفه و حساسیت آن، کارکنان باید تقویت و از پاداش شایسته بهره‌مند گردند.
اگر تفاوتی مابین آنکه در دوره‌های آموزشی شرکت می‌نماید و دانسته‌ها را به‌کار می‌گیرد با

آنکه در این نوع دوره‌ها شرکت نمی‌کند قابل‌نگریم، مسلم است که دیگر انگیزه‌ای نیز برای کسب علم و دانش به وجود نخواهد آمد (خوش‌نویس‌زاده، ۱۳۸۷).


---


مزایای آموزش‌های سازمانی


آموزش دارای مزایا و نتایج گوناگونی برای کارکنان، مدیران و سرپرستان، سازمان و مشتریان است. برخی از مهم‌ترین مزایای آموزش برای کارکنان عبارت‌اند از (خراسانی و عیدی، ۱۳۸۹):
· بهبود روحیهٔ کارکنان· کمک به افراد برای شناخت اهداف سازمانی· بهبود رابطهٔ میان فرادست و زیردست


---


جمع‌بندی


آموزش منابع انسانی نه‌تنها یک هزینه، بلکه یک سرمایه‌گذاری راهبردی برای سازمان‌ها محسوب می‌شود. از کاهش هزینه‌ها و افزایش بهره‌وری گرفته تا بهنگام‌سازی دانش، کمک به تغییرات سازمانی، انطباق با محیط اجتماعی و تقویت همدلی، همگی نشان از جایگاه بی‌بدیل آموزش در موفقیت پایدار سازمان‌ها دارند. توجه به اصول اساسی و ایجاد انگیزهٔ لازم در کارکنان، رمز اثربخشی هر برنامهٔ آموزشی است.